خط ویژه
خزر پایین می‌رود؛ تغییر اقلیم و آزمون تازه همکاری پنج کشور

تراز آب خزر در یک دهه ۲.۵ متر پایین آمد

کاهش تراز آب خزر می‌تواند بر اکوسیستم، بنادر و معیشت جوامع ساحلی اثر بگذارد؛ سازمان حفاظت محیط زیست بر همکاری پنج کشور ساحلی برای مدیریت این روند تأکید دارد.

دریای خزر، این میراث مشترک و ژئوپلیتیکِ پنج کشور ساحلی، این روزها بیش از هر زمان دیگری در نقطه‌عطف تاریخی و هشداردهنده‌ ایستاده است؛ دریایی که بستر معیشت میلیون‌ها ایرانی در استان‌های شمالی است، اکنون با کاهش چشمگیر تراز آب و چالش‌های اقلیمی روبروست. در مراسم روز ملی دریای خزر (۲۰ مرداد ۱۴۰۵)، مقامات ارشد اجرایی، دیپلماتیک، پارلمانی و علمی کشور از ابعاد این بحران، ضرورت بازگشت دبیرخانه کنوانسیون تهران به منطقه و پیش‌شرط‌های امنیت پایدار خزر پرده برداشتند.

تراز آب خزر در یک دهه ۲.۵ متر پایین آمد

به گزارش تک مسیر؛ دریای خزر فقط کوچک‌تر شدن یک پهنه آبی را تجربه نمی‌کند. کاهش تراز آب می‌تواند هم‌زمان بر تالاب‌ها، زیستگاه آبزیان، شیلات، بنادر، کشتیرانی و معیشت جوامع ساحلی اثر بگذارد. مقام‌های محیط زیستی، هواشناسی و دیپلماسی ایران در آستانه روز ملی خزر، هر کدام بخشی از این تصویر را ترسیم کرده‌اند؛ تصویری که در آن یک نکته مشترک است: هیچ کشور ساحلی به تنهایی قادر به مدیریت این روند نیست.

مسئله فقط کم شدن آب نیست؛ وقتی خزر نفس‌نمی‌کشد

بر اساس اظهارات «سحر تاجبخش» رئیس سازمان هواشناسی کشور، تراز آب خزر از اواسط دهه ۱۹۹۰ وارد روند نزولی مشخص شده و از حدود ۲۶ متر زیر سطح متوسط دریاها در دهه ۱۹۹۰، به حدود ۲۸ تا ۲۹ متر زیر سطح متوسط دریاها در سال‌های اخیر رسیده است.

«شینا انصاری» رئیس سازمان حفاظت محیط زیست نیز کاهش حدود ۲ تا ۲.۵ متری سطح آب طی یک دهه گذشته را مورد تأکید قرار داده است.

اما پشت این اعداد، مجموعه‌ای از عوامل به هم پیوسته قرار دارد. افزایش تبخیر، تغییرات اقلیمی و کاهش ورودی رودخانه‌ها از جمله عواملی هستند که برای افت تراز آب مطرح شده‌اند. 

در این میان، نقش ولگا اهمیت ویژه‌ای دارد؛ بر اساس اظهارات رئیس سازمان هواشناسی، این رودخانه حدود ۸۰ درصد ورودی رودخانه‌ای خزر را تأمین می‌کند. بنابراین آنچه در حوزه آبریز ولگا رخ می‌دهد، نمی‌تواند از آینده خزر جدا دیده شود.

این یعنی مسئله خزر، برخلاف تصویری که ممکن است از یک «دریای در معرض کاهش آب» به ذهن برسد، فقط مسئله خود دریا نیست؛ یک مسئله حوزه آبریز، اقلیم و همکاری منطقه‌ای است.

وقتی افت آب به اقتصاد ساحل می‌رسد

کاهش تراز آب تنها یک عدد هیدرولوژیک نیست. بر اساس هشدارهای مطرح‌شده در این نشست، ادامه این روند می‌تواند به عقب‌نشینی خط ساحلی، کاهش مساحت تالاب‌ها و تغییر شرایط زیستگاهی آبزیان منجر شود و بر کشتیرانی، شیلات و تأسیسات ساحلی اثر بگذارد.

برای ایران، دامنه این مسئله به سه استان شمالی محدود نمی‌شود. سازمان حفاظت محیط زیست، خزر را با حیات اجتماعی و معیشتی گیلان، مازندران و گلستان پیوندخورده می‌داند و از اثر مستقیم و غیرمستقیم آن بر زندگی میلیون‌ها ایرانی سخن گفته است.

در نتیجه، هر تصمیم درباره خزر هم‌زمان یک تصمیم محیط‌زیستی و اقتصادی است؛ از آینده شیلات و گردشگری گرفته تا وضعیت بنادر و جوامعی که اقتصادشان به ساحل وابسته است.

پنج کشور، یک دریا؛ یک مسئله مشترک

کنوانسیون تهران قرار بود یکی از بسترهای اصلی همین همکاری باشد. پنج کشور ساحلی ۲۳ سال پیش این کنوانسیون را در تهران امضا کردند و اکنون ۲۰ سال از لازم‌الاجرا شدن آن می‌گذرد. مقام‌های ایرانی تأکید دارند که کاهش تراز آب، آلودگی و تغییرات اقلیمی مسائلی نیستند که یک کشور بتواند به تنهایی برایشان راه‌حل جامع ارائه کند.

حتی پیشنهادهایی برای تقویت سازوکار این همکاری مطرح شده است. «کاظم غریب‌آبادی» معاون امور حقوقی و بین‌الملل وزارت امور خارجه، از تلاش برای استقرار دبیرخانه دائمی کنوانسیون تهران در منطقه خزر خبر داده و «سمیه رفیعی» رئیس فراکسیون محیط زیست مجلس نیز خواستار استقرار دبیرخانه در یکی از کشورهای عضو و همسایه خزر شده است.

هم‌زمان، هفتمین کنفرانس اعضای کنوانسیون تهران قرار است اول مهرماه در تهران برگزار شود و پیشنهاد برگزاری اجلاس سران خزر درباره محیط زیست و کاهش تراز آب نیز برای ۱۷ مهرماه در عشق‌آباد مطرح شده است.

اکوسیستم خزر فقط آب نیست

در کنار افت تراز آب، فشارهای دیگری نیز بر اکوسیستم خزر وجود دارد. فک خزری به عنوان تنها پستاندار بومی این دریا، در برنامه‌های حفاظتی سازمان محیط زیست قرار گرفته و مراکز امداد و تیمار آن در بابل، بندر ترکمن و پارک ملی بوجاق راه‌اندازی شده است.

حفاظت از آزادماهی خزری و ماهیان خاویاری، تأمین حقابه رودخانه‌های محل زیست، مقابله با صید غیرکنترل‌شده و آلودگی‌ها و احیای تالاب‌هایی مانند میانکاله، خلیج گرگان و تالاب بین‌المللی انزلی نیز در برنامه‌های اعلام‌شده قرار دارد.

از سوی دیگر، پایش آلاینده‌های نفتی، فلزات سنگین و سموم و پیگیری توسعه تصفیه‌خانه‌های فاضلاب و مدیریت پسماند در استان‌های شمالی نیز دنبال می‌شود.

این فهرست نشان می‌دهد که بحران خزر یک مسئله تک‌بعدی نیست؛ آب، اقلیم، آلودگی، تنوع زیستی و اقتصاد ساحلی به یکدیگر وصل شده‌اند.

مسیر بعدی | اول مهر، یک تاریخ روی تقویم یا یک نقطه سنجش؟

برای خزر حالا کمبود هشدار و فهرست مشکل وجود ندارد. آنچه اهمیت بیشتری پیدا می‌کند، قابل اندازه‌گیری شدن تصمیم‌هاست.

اجلاس اول مهر در تهران می‌تواند یک نقطه سنجش باشد: کشورهای ساحلی درباره پایش مشترک چه تصمیمی می‌گیرند؟ برای کاهش تراز آب چه برنامه مشترکی ارائه می‌شود؟ تبادل داده‌ها چگونه انجام خواهد شد؟ سرنوشت دبیرخانه کنوانسیون تهران چه می‌شود؟ و مهم‌تر از همه، کدام تصمیم‌ها بعد از پایان اجلاس وارد مرحله اجرا خواهند شد؟

تک‌مسیر از همین‌جا سؤال را نگه می‌دارد:

اگر خزر مسئله مشترک پنج کشور است، سهم هر کشور در حل مسئله دقیقاً چیست و چه زمانی باید نتیجه آن را دید؟

میان‌بُر تک‌مسیر

خزر دیگر فقط یک پرونده محیط‌زیستی نیست. افت تراز آب، تغییر اقلیم و وضعیت رودخانه‌های ورودی می‌تواند به زیست‌بوم، شیلات، بنادر، کشتیرانی و معیشت جوامع ساحلی برسد. مسئله اصلی از اینجا به بعد، فقط شناخت بحران نیست؛ سنجش میزان تبدیل همکاری منطقه‌ای به اقدام قابل اندازه‌گیری است.

شناسنامهٔ خبر

کد خبر: ۱۰

نظرات (۰)

هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باشید!

ثبت نظر جدید